fereshteye.tanhaei | ||
|
دلتنگم، دلتنگ آرزوهای محال کودکی ام؛ دلتنگ راه هایی که پیمودنش میسر نبود؛
دلتنگ احساس های پاک کودکانه ام؛
دلتنگ آدم برفی هایی که در حیاط خانه مان لبخند می زدند؛
آه، اکنون دل تگرگ زده ام؛
چون پائیز زمستان زده ی امسال، می بارد و می بارد؛
دریغ، خانه ام برفیست، دلم تگرگ زده؛
من، آدم برفی ام، با لبخندی یخ زده و بی روح بر لبانم؛
با چشمانی مغموم و بهت زده، هیچ شال گردن و تن پوشی؛
سرمای درونم را گرم نخواهد کرد،
آه از سرمای درون، آه ...
![]() نظرات شما عزیزان:
روزهایم را ورق میزنم تا به صفحات سپید کودکی برگردم...
اما افسوس؛ جوهر مشکی زمان پاک نمیشود! پاسخ: ممنونم خیلی قشنگ بود |
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |